سلام دنیا!

کاهش استرس

یک شب خواب خوب بیشتر به یک رویا شبیه است تا بخشی از زندگی روزمره

 

احتمالاً خیلی از شما می‌دانید که دراز کشیدن روی تخت با ذهنی آشفته و بدنی دردناک چه حس بدی است. یک نگرانی یا فکر می‌تواند ساعت‌ها بیدار نگهتان دارد. یا خیلی اوقات سر و صدای اتاق‌های بغلی یا همسایه بالاسری ممکن است حتی با وجود خستگی زیاد اجازه ندهد بخوابید. این وضع خوابیدن روز بعدتان را هم درگیر می‌کند و نمی‌گذارد روزی پرانرژی و مفید داشته باشید.

 

مطمئناً همه ما در نقطه‌ای از زندگی دچار مشکل بی‌خوابی می‌شویم. استرس‌های زندگی و ضرب‌العجل‌های کاری استراحت همه آدم‌ها را به نوعی تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. ولی برای افراد فوق‌العاده حساس که تقریباً ۲۰٪ از جمعیت را در بر می‌گیرند، یک شب خواب خوب بیشتر به یک رویا شبیه است تا بخشی از زندگی روزمره. داشتن سیستم عصبی حساس‌تر موجب بی‌خوابی می‌شود. خواب نیازمند این است که ما به حالت استراحت عمیق برویم که دستیابی به آن برای این افراد چندان ساده نیست.

 

بااینکه خوابیدن برای این افراد چندان آسان نیست ولی می‌توانند با ایجاد یک محیط مناسب به آن کمک کنند.

 

برای اینکه بتوانید ذهنتان را آرام کنید و خوابی راحت‌تر داشته باشید، از این نکات استفاده کنید.

 

۱. یک تا دو ساعت قبل از خواب، خودتان را در حالت استراحت قرار دهید.

در ساعت‌های پایانی روز، تا جایی که می‌توانید تحریکات جسمی را کم کنید. نور را کم کنید و همه چیز را‌ کند و آرام کنید. کاری که برایتان ریلکس‌کننده است مثل کتاب خواندن، انجام یوگا، حمام داغ یا حرف زدن درمورد روزی که پشت سر گذاشته‌اید با خانواده را امتحان کنید. اگر یکسری کارهای خاص برایتان غیرقابل‌اجتناب است، سعی کنید آنها را به طریقی آرام و ریلکس‌کننده انجام دهید.

 

۲. از ظهر به بعد کافئین استفاده نکنید.

کافئین می‌تواند ۱۲-۸ ساعت بعد از مصرف در بدنتان بماند. تاثیر کافئین در افراد مختلف متفاوت است ولی به طور کل، اگر برای خوابیدن مشکل دارید، سعی کنید آن را به مدت یک ماه از برنامه‌غذایی‌تان حذف کنید و ببینید وضعیت خوابتان بهتر می‌شود یا خیر. همچنین می‌توانید منابع ضعیف‌تر کافئین مثل چای یا شکلات را امتحان کنید. سعی کنید به جای قهوه چای گیاهی و دم‌نوش استفاده کنید.

 

۳. شب‌ها غذاهای خواب‌آور بخورید.

غذاهای حاوی موادمغذی خواب‌آور مثل تریپتوفان، ملاتونین و منیزیم بخورید. برای شام می‌توانید ترکیبی از پروتئین‌های باکیفیت بالا و کربوهیدرات‌های پیچیده مصرف کنید. یک بشقاب کینوآ به همراه سبزیجات تفت‌داده‌شده و سینه مرغ انتخابی خوب است. برای دسر یک کاسه گیلاس و ماست میل کنید.

 

راههای مقابله با استرس

یک تا دو ساعت قبل از خواب، خودتان را در حالت استراحت قرار دهید

 

۴. ساعت ۱۰:۳۰ چراغ‌ها را خاموش کنید.

سعی کنید هر شب سر یک ساعت معین برای خواب آماده شوید. بدن ما برای خوابیدن ساعت ۱۰ شب و بیدار شدن ساعت ۶ صبح ساخته شده است. بهترین کیفیت خواب بین ساعت ۱۰ شب و ۲ صبح خواهد بود.

 

۵. تنفس از طریق حفره چپ بینی را تمرین کنید.

حفره راست بینی‌تان را با انگشت شست بگیرید و یک نفس طولانی و آرام از بینی چپتان بکشید. این نوع تنفس تاثیری آرامش‌بخش بر ذهن و بدن دارد. در یوگای کوندالینی گفته می‌شود که ۲۶ تنفس طولانی و آرام به همین طریق بدن را به حالت ریلکسی می‌برد.

 

۶. رویکردتان را تغییر دهید.

باور شما درمورد خواب چیست؟ افکار ترسناک در بدن ایجاد تنش می‌کند و بدنی که تنش دارد، توانایی به خواب رفتن ندارد. ترس از اینکه نتوانید بخوابید هم ممکن است باعث بیدار نگه داشتنتان شود.

 

۷. با نور و صدا بازی کنید.

هماهنگ کردن ریتم‌های درونی با ریتم‌های طبیعت به داشتن خوابی بهتر و عمیق‌تر کمک می‌کند. سعی کنید در طول روز خودتان را در معرض نور خورشید قرار دهید و شب‌ها چند ساعت قبل از خواب نور خانه را کم کنید. حتماً در اتاقی کاملاً تاریک بخوابید یا از چشم‌بند استفاده کنید. اگر احساس می‌کنید با وجود یک صدای پس‌زمینه بهتر می‌خوابید، موقع خواب از پنکه یا چیزی مشابه که صدایی یکنواخت دارد استفاده کنید. گوش‌گیر هم برای آنهایی که به صدا حساس هستند بسیار مفید است.

 

۸. حمام ریلکسی را امتحان کنید.

نصف فنجان نمک مخصوص دریایی و چند قطره روغن خاص مثل لوندر (اسطوخودوس) را در وان آب گرم بریزید. ۲۰ دقیقه داخل آن دراز بکشید. منیزیم موجود در این نمک از طریق پوست جذب بدنتان می‌شود و حس ریلکسی را در شما تقویت می‌کند. آب و نمک انرژی روزتان را پاک می‌کند.

 

۹. طب‌فشاری و سایر تکنیک‌های ریلکسیشن را امتحان کنید.

قبل از خواب روی تشک طب فشاری دراز بکشید. همچنین می‌توانید تمرینات عضلات پیشرونده و یوگای نیدرا را امتحان کنید که با کمک ذهنتان هر قسمت از بدنتان را ریلکس می‌کنید. طب‌سوزنی هم می‌تواند یکی دیگر از انتخاب‌هایتان باشد.

 

۱۰. در طول روز وقفه‌های استراحت داشته باشید.

سعی کنید حداقل یک وقفه ۱۵ دقیقه‌ای برای استراحت در طول روز داشته باشید تا بدنتان را در تعادل قرار دهید و در پایان روز بدنتان بیش از اندازه خسته نباشد.

شکست ما حداقل یک دلیل دارد و ما می‌توانیم از آن عبور کنیم

مشکلات ناشی از شکست

 

هر آدم موفقی هم اعتراف می‌کند که شکست اتفاق می‌افتد و همه ما سهمی‌ از آن داشته و داریم. اما از هر شکست دو درس ارزشمند می‌گیریم؛ اول اینکه شکست ما حداقل یک دلیل دارد و دوم، ما می‌توانیم از آن عبور کنیم…

 

اصلا چرا شکست می‌خوریم؟ و چگونه باید آن را اصلاح کنیم؟ 

براساس کتاب «شما می‌توانید پیروز شوید»، نوشته شیو کرا، شکست‌ها اغلب به هفت دلیل اتفاق می‌افتند و هریک از آن‌ها درس ارزشمندی به ما داده و به ما نشان می‌دهند که چگونه از افتادن در همان تله قبلی اجتناب کنیم.

 

شایع‌ترین علل بروز مشکلات ناشی از شکست و راه‌حل آن‌ها عبارتند از:

نداشتن پشتکار: بیشتر افراد فقط به این خاطر شکست می‌خورند که دست‌ازکار می‌کشند، نه به این دلیل که استعداد ندارند؛ پس دو کلمه پشتکار و مقاومت را به یاد داشته باشید و در کاری که لازم است انجام شود، پشتکار داشته باشید و دربرابر کاری که نباید انجام شود، مقاومت کنید. سعی کنید دیدگاه‌های تازه را امتحان کنید. داشتن پشتکار مهم است اما تکرار کارهای گذشته به این امید که این‌بار موفق می‌شوید، شما را به هدفتان نزدیک‌تر نمی‌کند. به تلاش‌های ناموفق گذشته‌تان نگاهی بیندازید و مشخص کنید چه چیزی باید تغییر کند. خودتان را تطبیق داده و درطول مسیر، اصلاحات را انجام دهید و از تجارب خود به‌عنوان راهنما بهره بگیرید.

 

نداشتن اعتقاد راسخ: افرادی که اعتقاد راسخ ندارند هم راه می‌افتند، اما بدون اینکه اطمینان و شهامت داشته باشند. درواقع آن‌ها اطاعت می‌کنند تا مورد تایید دیگران قرار بگیرند، حتی اگر خودشان بدانند کاری که انجام می‌دهند، غلط است؛ پس لازم است مشخص کنید چه چیزی برایتان اهمیت دارد. اگر چیزی وجود دارد که می‌ارزد برای آن تلاش کنید و آن را به‌نحواحسن انجام دهید، بگذارید علاقه‌تان خودنمایی کند؛ حتی اگر در کارهای پیش‌پاافتاده باشد. همکاری و شراکت در موفقیت اشکالی ندارد، به شرط اینکه هرگز ارزش‌های خود را زیر سوال نبرید.

 

بهانه‌تراشی: ممکن است آدم‌های برنده تجزیه‌وتحلیل کنند، اما هرگز توجیه نمی‌کنند و برعکس، آدم‌های بازنده مرتبا دلیل می‌آورند و کتابی پر از بهانه‌های مختلف دارند که به شما ‌می‌گوید چرا موفق نشده‌اند. نگرشتان را عوض کنید و تصور نکنید هر تلاش ناموفقی به‌منزله یک شکست است. کمتر کسی وجود دارد که در همان اولین تلاش به موفقیت دست پیدا کند. بیشتر ما با تلاش مستمر به هدف‌های خود دست پیدا می‌کنیم؛ پس لازم است تمام تلاشتان را بکنید تا بفهمید چه اتفاقی افتاده است و چرا.

 

علت شکست

هر آدم موفقی هم اعتراف می‌کند که شکست اتفاق می‌افتد

 

نادیده‌گرفتن اشتباهات گذشته: بعضی از مردم زندگی می‌کنند و یاد می‌گیرند و عده‌ای دیگر فقط زندگی می‌کنند. شکست معلم شماست به شرط اینکه دیدگاه درستی داشته باشید. انسان‌های عاقل از اشتباهات خود درس می‌گیرند. تجربه اسمی ‌است که آن‌ها به خطاهای خود می‌دهند. مشکل را بهتر تعریف کنید. موقعیت را تجزیه‌وتحلیل کنید و ببینید می‌خواهید به چه چیزی برسید، استراتژی شما چیست و چرا کارساز نبوده است. درضمن بهتر است ببینید آیا با نگرش مثبت به مشکل نگاه کرده‌اید؟ اگر به پول نیاز داشته باشید، گزینه‌های بیشتر از افزایش درآمد دارید. می‌توانید هزینه‌ها را کاهش دهید. به این فکر کنید که واقعا سعی دارید چه‌کار کنید.

 

فقدان نظم و انضباط: هرکسی به موفقیتی دست یافته، بدون نظم و انضباط نبوده است. انضباط نیازمند کنترل فردی، گذشت، دوری از حواس‌پرتی‌ها، وسوسه‌ها و درواقع متمرکزماندن است. کمال‌گرا نباشید و به‌جای آن، نگرش ایده‌آلی از شکل و حس موفقیت داشته باشید. موفقیت ممکن است انگیزه‌بخش باشد، اما لزوما واقع‌گرایانه نیست. موفقیت در هر هدفی مشکلات شما را برطرف نمی‌کند. درباره هرآنچه به هدف‌های شما تحقق می‌بخشد صریح باشید و درگیر جزئیات سطحی نشوید.

 

عزت‌نفس پایین: فقدان عزت‌نفس به معنای احترام‌نگذاشتن و ارزش‌قائل‌نشدن برای خود است. افرادی که عزت‌نفس اندکی دارند پیوسته تلاش می‌کنند به‌جای خلق شخصیتی که دوست دارند باشند، خودشان را پیدا کنند. روی خودتان برچسب نزنید. شاید شکست خورده باشید، اما تا زمانی‌که دست از تلاش برنداشته‌اید فرد شکست‌خورده‌ای نیستید. خودتان را کسی بدانید که همچنان برای رسیدن به یک هدف تلاش می‌کند و بهتر است بتوانید شکیبایی و پشتکارتان را برای یک مسافت طولانی حفظ کنید.

 

نگرش قضاوقدر: این نگرش، افراد را از پذیرفتن مسئولیت جایگاهی که در زندگی دارند منع می‌کند. آن‌ها موفقیت‌ها و شکست‌های خود را به شانس نسبت می‌دهند. آن‌ها صرف‌نظر از تلاش‌هایی که کرده‌اند، خودشان را به دست تقدیر می‌سپارند و معتقدند هر اتفاقی قرار باشد بیفتد بالاخره می‌افتد. هر روز به آینه نگاه کنید و با خودتان بگویید: «من مسئولم». شاید تمام مراحل زندگی تحت کنترل شما نباشد، اما شما بیشتر از آنچه فکرش را می‌کنید روی زندگی‌تان تسلط دارید و خودتان مسئول شادی و موفقیتتان هستید. نگرش شما تعیین‌کننده میزان اوج‌گرفتن شماست و تنها شما می‌توانید پستی‌های زندگی‌تان را به بلندی تبدیل کنید.

زنان به دلیل شرایط ویژه روحی، بیش از مردان در مقابل ابتلا به افسردگی آسیب‌پذیر هستند‎

افسردگی زنان در چهل سالگی

 

در روز غربالگری افسردگی که از سال ۱۹۹۱ در آمریکا تعیین شد، هر ساله در حدود نیم میلیون نفر مورد ارزیابی سلامت روحی قرار می‌گیرند.این برنامه‌ها به طور کلی شامل بسته آموزشی حاوی فرم ارزیابی سلامت، جزوه‌های آموزشی و راهنمای کلینیکی، و دسترسی رایگان به منابع آنلاین از جمله تست‌های تشخیص این بیماری است و سالیانه از سوی نهادهای بیشماری برعهده گرفته می‌شوند. برای مثال در سال ۲۰۱۲، بیش از هزار سازمان در برگزاری ۲۸۰ برنامه مرتبط در سطح این کشور سهیم بودند.

 

زنان به دلیل شرایط ویژه روحی و سبک زندگی خاص، بیش از مردان در مقابل ابتلا به افسردگی آسیب‌پذیر هستند. ابتلای زنان به افسردگی از دیگر سو افراد دیگر در خانواده را نیز درگیر می‌کند و لذا توجه به این بخش از مبتلایان به افسردگی حائز اهمیت ویژه است.

 

بسیاری از زنان به ندرت درصدد شناخت بیماری‌های روحی خود برمی‌آیند و این در حالی است که آگاهی از ویژگی‌های افسردگی و کم و کیف درمان آن، می‌تواند در تشخیص به هنگام این بیماری و اقدام برای درمان آن بسیار مؤثر باشد.

 

انواع افسردگی 

به طور کلی افسردگی دارای سه نوع حاد، مزمن، و خفیف است. گونه حاد و مزمن این بیماری دارای فراوانی بیشتری است. در نوع حاد، زندگی فرد دچار اختلال جدی می‌شود، توانایی فرد برای کار کردن، خوابیدن، مطالعه، صرف غذا، و لذت بردن از تفریحات همیشگی، کاملاً از بین می‌رود و رفتار وی دچار حالتی غیرعادی می‌شود. به طور کلی، هر فرد تنها یک بار دچار افسردگی حاد می‌شود؛ اگرچه در برخی افراد این حالت ممکن است عود کند.

 

در افسردگی نوع مزمن، علائم طولانی‌مدت افسردگی برای مدت دو سال یا بیشتر به طور خفیف‌تری از نوع حاد آن بروز می‌کند. اگرچه زندگی فرد در اثر این وضعیت مختل نمی‌شود، اما رفتار وی ممکن است دچار اعوجاج گشته و احساس خوبی در زندگی نخواهد داشت. افراد مبتلا به این نوع افسردگی احتمالاً در آینده در معرض ابتلا به نوع حاد آن نیز هستند.

 

در افسردگی نوع خفیف، علائم مشابه دو نوع دیگر به صورت خفیف‌تر و گذراتر بروز می‌یابد. در شرایط بسیار ویژه، ممکن است فرد دارای علائمی ‌باشد که در دو نوع دیگر افسردگی مشاهده نمی‌شود.

 

دسته‌بندی‌های دیگری نیز از انواع افسردگی وجود دارد. برای مثال، در افسردگی روانی، فرد دچار حالات روان‌پریشی همچون علائم بویایی، شنیداری، و دیداری متفاوت و باورهای توهمی به برخی مسائل غیرواقعی می‌شود. همچنین، در افسردگی فصلی که با آغاز زمستان رخ می‌دهد و با فرارسیدن بهار برطرف می‌شود، نوردرمانی برای بیمار توصیه می‌گردد.

 

علائم افسردگی 

علائم کلی افسردگی که می‌تواند از فردی به فرد دیگر متغیر باشد، عبارتند از:

۱٫ حس غم، عصبیت، و خلأ دائمی

۲٫ حس ناامیدی و/ یا بدبینی

۳٫ حساسیت، ناآرامی، عصبیت

۴٫ احساس گناه، بی‌ارزشی و ناامیدی

۵٫ بی‌علاقگی به فعالیت‌های لذت‌بخش سابق از جمله رابطه جنسی

۶٫ کم انرژی بودن و خستگی

۷٫ اختلال در تمرکز، حافظه و تصمیم‌گیری

۸٫ بی‌خوابی، خواب‌های مقطع و خواب بیش از حد

۹٫ پرخوری یا بی‌اشتهایی

۱۰٫ فکر و تلاش برای خودکشی

۱۱٫ درد، سردرد، گرفتگی و سوءهاضمه ممتد که با درمان برطرف نمی‌شود.

 

عوامل افسردگی در زنان 

عوامل متعددی از جمله عوامل ژنتیکی، هورمونی، بیولوژیکی، شیمیایی، محیطی، روانی، و اجتماعی می‌تواند در ابتلای زنان به افسردگی مؤثر باشد.

 

عوامل ژنتیکی 

چنانچه در سابقه خانوادگی افسردگی مشاهده شود، احتمال ابتلای فرد به افسردگی دور از ذهن نیست. البته می‌توان گفت زنانی هستند که بدون وجود سابقه خانوادگی افسرده شده و زنانی هستند که با وجود سابقه خانوادگی به این بیماری مبتلا نشده‌اند. بنابراین، ژنتیک نمی‌تواند صریحاً تعیین‌کننده باشد، بلکه تلفیق این عامل با سایر عوامل، می‌تواند عامل ایجاد افسردگی تلقی شود.

 

عوامل شیمیایی و هورمونی 

دستگاه‌های مدرن همچون ام آر آی نشان می‌دهد که مغز افراد مبتلا به افسردگی با مغز افراد سالم متفاوت است. به این معنی که در افراد مبتلا به افسردگی، بخش‌های مربوط به تنظیم خلق و خو، فکر کردن، خوابیدن، اشتها، و رفتار درست عمل نمی‌کند. علاوه بر این، ناقل‌های عصبی مسئول برقراری ارتباط نیز در این افراد دچار اختلال می‌شوند.

 

دانشمندان در حال حاضر در تلاش برای یافتن پاسخ این سؤال هستند که آیا هورمون‌های زنانه و تغییرات آن، می‌تواند عاملی در ابتلا به افسردگی باشد یا خیر؟ از آنجا که هورمون‌ها قادر به تغییر ترکیب شیمیایی مغز هستند، می‌توانند به راحتی بر احساسات و خلق و خوی فرد تأثیر گذارند. لذا، دوره‌های خاص در زندگی زنان همچون بلوغ، دوره پیش از قاعدگی، قبل، بعد و طول دوران بارداری، و آستانه و دوره یائسگی، از این منظر مورد توجه دانشمندان است.

 

استرس 

تجربیات تلخ، از دست دادن عزیزان، روابط سخت و شرایط استرس‌زا، چه خودخواسته و چه ناخواسته، مقدمه افسردگی محسوب می‌شوند. کار اضافی، مسئولیت‌های زندگی، مراقبت از کودکان و سالمندان خانواده، تجربه سوءاستفاده و بدرفتاری، و فقر می‌تواند از جمله این عوامل باشد.

 

از آنجا که عملکرد زنان نسبت به اینگونه موقعیت‌ها به‌گونه‌ایست که برای مدت طولانی‌تری آنها را در شرایط استرس نگه می‌دارد، بیشتر از مردان در معرض ابتلا به افسردگی هستند. البته، همه زنان در اثر این شرایط دچار افسردگی نمی‌شوند.

 

بیماری‌های همزاد افسردگی در زنان 

افسردگی غالباً با بیماری‌های دیگری همراه می‌شود که اطلاع و آشنایی با آنها می‌تواند به درمان همزمان آن کمک کند. متأسفانه این همراهی بیماری‌ها در زمان افسردگی، در زنان بیشتر مشاهده می‌شود و می‌تواند شامل اختلال ‌هاضمه، اختلالات عصبی، و فوبی‌های اجتماعی، باشد.

 

افزایش مصرف بی‌رویه الکل و موادمخدر نیز می‌تواند در اثر ابتلا به افسردگی در زنان مشاهده شود. بیماری‌های قلبی، سکته، سرطان، ایدز، دیابت، پارکینسون، اختلالات تیروئیدی، و تصلب شرائین، سایر بیماری‌های همزاد افسردگی هستند. برای کمک به درمان اینگونه افراد، بهتر است درمان افسردگی و بیماری همزاد آن به طور همزمان پیگیری شود.

 

ر مورد افسردگی زنان خانه دار

زنان مسن‌نیز بیش از مردان مسن در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند‎

 

افسردگی در دختران 

ابتلای به افسردگی در دختران و پسران غیربزرگسال به یک میزان مشاهده می‌شود، اما با ورود به بزرگسالی، افسردگی در میان دختران شایع‌تر می‌گردد. علاوه بر تغییرات هورمونی و شیمیایی دوران بلوغ، حساسیت در مقابل سختی‌ها و مشکلات، تردیدهای شخصی و کاهش اعتماد به نفس در حل مشکلات و نیاز به تأیید و کسب موفقیت در دختران بزرگسال، از عوامل آسیب‌پذیری آنها به افسردگی در این سنین شناخته شده‌اند.

 

از طرف دیگر، دختران بیش از پسران در معرض آسیب‌های اجتماعی همچون فقر، تحصیلات ناموفق، تجاوزات جنسی دوران کودکی، و تروما هستند. طبق یکی از مطالعات انجام شده، بیش از ۷۰٪‌ دختران مبتلا به افسردگی پیش از ابتلا دارای یک دوره پراسترس در زندگی بوده‌اند؛ حال آنکه این میزان در میان پسران مبتلا تنها ۱۴٪‌ بوده است.

 

افسردگی در زنان مسن 

زنان مسن‌نیز بیش از مردان مسن در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند که این وضعیت بعد از یائسگی کاهش می‌یابد. در این دوران، افسردگی بیشتر در زنانی رخ می‌دهد که در گذشته به آن مبتلا بوده‌اند. بنابراین، نمی‌توان افزایش سن را در ابنلای زنان مسن به افسردگی دخیل دانست.

 

مرگ همسر، بازنشستگی، بیماری‌های مزمن، همگی می‌تواند باعث سرخوردگی شود و بعد از گذشت دوره لازم، زنان مسن ممکن است یا سلامتی خود را بازیابند و یا دچار افسردگی شوند. این وضعیت می‌تواند ناشی از آن باشد که افراد مسن کمتر قادر به بیان احساسات خود بوده و احتمالاً علائم کمتری را نیز بروز می‌دهند.

 

در افراد مسنی که برای اولین بار افسردگی را تجربه می‌کنند، این علائم ‌می‌تواند شامل تغییرات جسمانی و مغزی همچون کاهش جریان خون و سفتی رگ‌ها و نتیجتاً‌ انسداد عروقی و سکته باشد.

 

افسردگی در زنان باردار 

برخلاف تصور قدیمی، زنان باردار نیز همچون سایر زنان در معرض ابتلا به افسردگی هستند، به خصوص در صورتی که سابقه این بیماری را در پرونده داشته باشند. در اکثر موارد، عود بیماری به دلیل توقف مصرف داروها در دوران بارداری رخ می‌دهد.

 

متخصصین معتقدند مصرف داروهای افسردگی مثل SSRIs در طول بارداری می‌تواند منجر به سقط یا اختلال در رشد جنین شود. دسته‌ای دیگر معتقدند جنینی که در سه ماه آخر بارداری در معرض این داروها قرار می‌گیرد، ممکن است با اختلالاتی نظیر اختلالات تنفسی، حساسیت، سوءتغذیه، عصبانیت، و کاهش قند خون متولد شود.

 

متخصصین بر اساس تأثیرات مصرف داروهای افسردگی و یا قطع مصرف در دوران بارداری که می‌تواند منجر به عود بیماری در مادر و یا اختلال در تولد نوزاد شوند، توصیه‌هایی را با در نظر گرفتن عوامل محیطی به مادران ارائه می‌کنند.

 

مصرف داروهای افسردگی در دوران شیردهی 

مواد ضدافسردگی داروها به مقادیر کمی ‌قادر به راهیابی به شیر مادر بوده و لذا مواد دریافتی در خون نوزاد غالباً به قدری ناچیز است که در تست‌های آزمایشگاهی خود را نشان نمی‌دهد. به هرحال، برای مصرف این داروها لازم است تا سلامت مادر و نوزاد همزمان در نظر گرفته شود.

 

اثرات جانبی مصرف داروهای ضدافسردگی در زنان 

سردرد، تهوع، بی‌خوابی و عصبانیت، حساسیت، مشکلات در روابط جنسی نظیر بی‌میلی جنسی، خشکی دهان که با نوشیدن مایعات بیشتر برطرف می‌شود، یبوست که با مصرف میوه، سبزیجات و لبنیات مرتفع می‌شود، مشکلات مثانه از جمله کاهش شدت ادرار، تاری دید، گیجی در طول روز که می‌تواند مانع رانندگی شود و ضرورت مصرف شبانه داروها را بیشتر می‌کند؛ همگی از عوارض جانبی مصرف داروهای ضدافسردگی هستند.

 

مصرف داروهای ضدافسردگی و درمان‌های جایگزین

پژوهشی در ۲۰۰۴ نشان داد ۴٪ از نوجوانانی که داروهای ضدافسردگی مصرف کرده‌اند، اقدام به خودکشی نموده‌اند. درحالی که این تعداد در میان مبتلایانی که قرص‌های شکر (پلاسبو) مصرف کرده بودند تنها ۲٪ بود.

 

در ۲۰۰۵، سازمان غذا و داروی ایالات متحده نسبت به عوارض مصرف این داروها در این دسته سنی هشدار داد و در ۲۰۰۷ تمامی‌ تولیدکنندگان ملزم به قرار دادن این پیام هشدار برای کودکان و جوانان تا سقف ۲۴ سالگی بر روی ظرف‌های دارو شدند.

 

از سوی دیگر، پژوهشی بلندمدت نشان داد که تأثیرات مطلوب این داروها بر عوارض نامطلوب آن غلبه دارد. جوشانده و مخمر موسوم به سنت جان یکی از داروهای گیاهی پرمصرف برای مبتلایان به افسردگی خفیف و مزمن در ایالات متحده و اروپاست. با این حال، مطالعات مختلف نشان‌دهنده تلقینی بودن تأثیر این دارو و اثرات خنثی‌کننده آن بر سایر درمان‌ها ازجمله داروهای ایدز و پیوند عضو بوده است. روان درمانی و شوک الکتریکی نیز از دیگر روش‌های رایج درمان افسردگی هستند.

 

کمک‌های جانبی برای درمان افسردگی 

چنانچه کسی در میان نزدیکان و بستگان شما مبتلا به افسردگی مزمن یا خفیف است، می‌توانید به روش‌های خاصی به کاهش علائم این بیماری در وی کمک کنید؛ حمایت عاطفی، وادار کردن وی به صحبت کردن، خودداری از بی‌اعتبار کردن به گفته‌های توهم‌آلود وی و در عوض تلاش برای فهماندن واقعیت به فرد، تشکیل جمع‌های دوستانه و ترتیب دادن برنامه‌های تفریحی بدون وادار کردن وی به هیچیک از آنها، و امیدواری دادن برای بهبودی.

 

کمک به درمان افسردگی خود 

چنانچه مبتلا به یکی از انواع افسردگی هستید این روش‌های درمان‌بخش را امتحان کنید:‌ انجام تمرینات ورزشی سبک و منظم، تعیین اهداف واقع‌بینانه برای زندگی، تغییر کارها و مسئولیت‌های سنگین به بخش‌های کوچک‌تر و قابل مدیریت، صرف زمان برای همنشینی با سایرین، کمک برای بهبود درازمدت و نه آنی خلق و خو، به تعویق انداختن تصمیمات مهم برای بعد از بهبودی، و اعتماد به نفس برای تفکر مثبت.

برخی از افراد از پیر شدن می‌ترسند‎

پیر شدن از ترس

 

پیام های پیری از همه طرف به ما حمله کرده اند.کرم های ضد پیری پوست، مکمل های جوان سازی ذهن و بدن و خیلی چیزهای دیگر که سعی می کنند در عین پیری به انسان احساس جوانی بدهند! این پیام ها مدام به ما یادآوری می کنند که پیری زمان دیابت، سرطان، بیماری‌های قلبی، پوکی استخوان و زوال عقل است! همه چیزهایی که ما را از این دوران متنفر می کنند.

 

ترس از پیری،ناشی از تغییر در مفاهیم

دکتر پدرام روانشناس، در پاسخ به این سوال که چرا برخی از افراد از پیر شدن می‌ترسند، اما برخی دیگر گذر عمر را امری کاملا طبیعی تلقی می کنند، می‌گوید: این موضوع بسیار حائز اهمیت است که چه مفهومی از کلمه ” پیری” در ذهن ما شکل گرفته است؟! اگر به تاریخچه فرهنگی خود در این باب رجوع کنیم، متوجه می شویم که پیری در فرهنگ ما نشانی از خردمندی و با تجربگی بوده و حتی افراد در دعاهای خود برای دیگری از اصطلاح “الهی پیر شوی” استفاده می کردند که نشان از آرزوی آنان برای رسیدن به مرحله دلنشین تجربه ها و پختگی‌های دوران پیری بوده است. اما وقتی این مفهوم جای خود را به ضعف،سستی و ناتوانی جسمانی می‌دهد، فرد پیر شدن را مساوی با از دست دادن جایگاه اجتماعی و توانمندی های جسمانی خود برای خانواده و بازار کار تلقی می کند؛ بنابراین از پیری می ترسد.ترس از این برهه از زندگی،وابستگی بسیار مستقیمی دارد به معنا و مفهومی که از پیری در ذهن ما متبادر می شود و متاسفانه این مفهوم در چهار بعد زیستی، روانی، اجتماعی و فرهنگی تغییر منفی داشته و همین تغییر در مفهوم پیری است که افراد را به هراس از پیری کشانده است.

 

زنان بیشتر از مردان از پیری می‌ترسند پدرام با اشاره به اینکه ترس از پیری در زنان بیش از مردان است، افزود: مخفی نگه داشتن سن توسط زنان، نشان می دهد که آنها بیش از مردان از پیری می هراسند. اگر زنان ما هم می پذیرفتند که واژه “پیرزن” مانند واژه “پیرمرد” بار تحقیر آمیز ندارد و نشان از تجربه است، شاید راحت تر با این واژه کنار می آمدند. متاسفانه واژه پیر زن در فرهنگ ما بار مثبتی ندارد و همین موضوع سبب شده که بسیاری از زنان ما از پیر شدن بهراسند. تبعیض جنسیتی در ارتباط با واژه های پیر زن و پیر مرد هم خود را نشان می دهد.به طوری که گفتن واژه پیرمرد به اندازه واژه پیرزن بار معنایی منفی ندارد و حاکی از ضعف نیست که این نوع نگرش بر می گردد به جهانی که در آن به زن با عنوان ابزار جنسی و نمادی از سکس نگاه می شود و او را تن و جسمی می بیند که تاریخ انقضا دارد و تنها زیبایی های جسمانی یک زن مد نظر است و نه تجربه و زیبایی های روحی و معنوی او!

 

این روانشناس با تاکید بر نقش سیستم های آموزشی در القای مفاهیم درست به افراد اظهار داشت:سیستم های آموزشی،نقش پر رنگی در نشان دادن جایگاه واقعی زنان در جامعه و تغییر نگرش افراد نسبت به کلیشه های جنسیتی دارند که متاسفانه این نقش را به درستی ایفا نکرده اند. هر زن اگر به این موضوع بیندیشد که تمامی شعرهای عاشقانه جهان به نام او سروده شده، به ارزش و جایگاه خود پی خواهد برد و به این نتیجه خواهد رسید که او ذاتا موجود ارزشمندی است و در هر سنی زیبایی های خاص خود را دارد.

 

ترس از پیر شدن

برخی از افراد گذر عمر را امری کاملا طبیعی تلقی می کنند‎

 

پیری؛سیب رسیده ای،آماده افتادن!

پدرام به تحقیقاتی که در این زمینه در دنیا انجام شده، اشاره کرد و افزود: تحقیقات انجام شده نشان می دهد مردان حتی تا دوران پیری، حداقل این احساس را در درون خود دارند که چندان از جذابیت های جنسی و جسمانی شان کاسته نمی شود، اما در مورد زنان این موضوع چندان صدق نمی کند.زنان از پیری و از واژه پیرزن می ترسند؛زیرا این واژه تداعی گر این است که آنان دیگر جذابیت جنسی و جسمانی برای مردان ندارند و این نگاه برخواسته از نگرش ابزاری است که به زن می شود. تا سال‌ها قبل هنوز تصور بر این بود که زنان زمانی که یائسه می شوند، دیگر توانمندی جنسی ندارند و شبیه به کالایی هستند که تاریخ مصرف آنان به اتمام رسیده، اما تحقیقات اخیر نشان می دهد که این باور غلط است و واژه یائسه که برگرفته از زن مایوس به خاطر قطع شدن عادت ماهانه او است، واژه غلطی است که با واقعیت وجودی زن،همخوانی درستی ندارد. اگر بر این واژه ها اصلاحاتی صورت پذیرد و به لحاظ شناختی، آگاهی رسانی های لازم در این زمینه به زنان و مردان شود،طبیعتا تا این اندازه ترس از پیری به سراغ بانوان نخواهد آمد و آنها به این نتیجه خواهند رسید که در هر سنی جذابیت های جنسی، جسمی و روانی خاص خود را دارند و لزومی به این همه مبارزه با پیری از طریق کرم ها و جراحی های مختلف نیست. یک زن در سن پیری می تواند طوری زندگی کند که تبلور زیبایی های درونی برای اطرافیان خود باشد. اگر همه ما ” نگاه” را بیشتر از “چشم‌ها” دوست داشتیم با مشکلی به نام “هراس از پیری” بر نمی خوردیم و پیری را همچون سیب رسیده ای که آماده افتادن از درخت است، نهایت کمال تلقی می کردیم.

 

هراس از پیری، به دلیل ترس از تنهایی

این روانشناس با اشاره به افزایش تعداد سالمندان در جهان،مراقبت های جسمانی و روانی را برای این تعداد کافی ندانست و افزود: هراس از پیری به دلیل ترس از بی کسی و تنهایی است که با توجه به سوق پیدا کردن جمعیت جهان به سمت پیری، باید سعی کرد برای برطرف کردن این هراس از بی کسی و تنهایی، مهارت های ارتباطی را به افراد آموزش داد؛ چرا که بخش مهمی از تنهایی آدمیان، به دلیل نداشتن مهارت های لازم در ایجاد ارتباط موثر با دیگران است. در چنین شرایطی است که جهان و آدمیانش، وابستگان و خویشاوندان یک فرد تلقی می شوند و فرد احساس جدا افتادگی و تنهایی نخواهد داشت.

 

بحران پیری و اریک اریکسون

پدرام با اشاره به نظریه اریک اریکسون اظهار داشت: اریکسون معتقد است زمانی که یک فرد به سن ۷۰ سالگی می رسد، وقتی زندگی گذشته خود را مرور کند و متوجه شود زندگی اش را درست زندگی کرده ، سن پیری نه تنها برای او هراس ایجاد نمی کند، بلکه او در این سن احساس رسیدن به عروج می کند.

 

در واقع از این نظریه اریکسون می‌توان به این نتیجه دست یافت که آنان که در جوانیشان برای تحقق زندگی سالم و درست تلاش کرده اند ،کمتر دچار بحران یأس و ناامیدی در دوران سالمندی خواهند شد؛ در مقابل اگر افراد احساس ناتوانی در ارتباط با زندگی خود در سال‌های پیش از سالمندی داشته باشند، به جای رسیدن به مرحله عروج به رکودی آزار دهنده همراه با افسردگی دست پید ا خواهند کرد.

 

مقابله با هراس از پیری

پدرام در پایان در پاسخ به این سوال که برای مقابله با هراس از پیری چه باید کرد؟ به نسل فردا می گوید: توجه به دارایی های معنوی و درونی افراد که اتفاقا در دوران پیری افزایش یافته و قرار دادن این توانایی ها در مقابل ضعف ها و ناتوانی ها و بیماری های جسمانی دوران پیری، سبب می شود که کمتر از پیری بهراسیم؛ چرا که در دوران سالمندی دارایی های روانی افراد و حافظه تاریخی آنان بسیار بیشتر از دوران جوانی است. این دارایی‌ها شبکه ارتباطی با تمام کسانی است که به صورت نسبی یا سببی با او ارتباط دارند؛ از قبیل نوه، نبیره و … دنیای یک سالمند از گستردگی بیشتری نسبت به دنیای یک جوان و نوجوان برخوردار است. نگاه خود محورانه ضعیف سبب می شود این گستردگی را نبینیم و به آن توجه نداشته باشیم و آن را سرمایه نپنداریم ودر نتیجه از پیری بهراسیم. با وجود این گستردگی اگر فرد مهارت تفکر و روابط سالم را نتواند در خود ایجاد کند، نمی تواند از این گستردگی احساس شادی و نشاط داشته باشد؛چرا که ۴۰ درصد شادی هر انسانی به سلامت او در مبحث شیوه تفکر و مهارت های ارتباطی اش باز می‌گردد و نه به دارایی ، ثروت و تحصیلات او!می توان با ارتباط درست با محیط پیرامون خود و ایجاد یک ارتباط درست با درون خود، از پیری لذت هایی برد که در جوانی از چنین لذت هایی محروم بوده ایم.

منبع : شیدایی